روانشناسی کودکان 90 دانشگاه فردوسی مشهد
خانه دوستی ما اینجاست...
لینک دوستان


سلام


به وبلاگ ما خوش اومدی...


اگر پیشنهاد یا انتقادی داری ، خوشحال میشیم که بگی...



[ شنبه 1392/04/08 ] [ 16:32 ] [ مریم آزادگان مهر ]

 

دشمنان این روزها حرف دوپهلو می زنند

دوستانت یک به یک دارند زانو می زنند

از نگاه انداختن در چهره ات شرمنده اند

علتش این است کمتر خنجر از رو می زنند

تو پی تقسیم نانی، عده ای در خوابشان

خاک بیت المال را دارند جارو می زنند

**

یک نفر باید بگوید زخمت از شمشیر نیست

بر سر تو بی جهت دارند دارو می زنند

خوب شد رفتی ندیدی شرطه ها دور بقیع

روبرومان دست هاشان را به پهلو می زنند

 

محمدحسین ملکیان

از مجموعه ی "نت های گریه دار"

 


 

*بچه ها چقد سوت و کور شده اینجا... :(

*ممنون از خانوم خراشادی زاده بابت قالب و موزیک قبلی، و ممنون از آقای محمدزاده بابت قالب و موزیک فعلی!

*دعا یادتون نره...

 

[ یکشنبه 1393/04/29 ] [ 2:1 ] [ مریم آزادگان مهر ]

 هیچ زبانی بی لکنت این خبر را نگفت. و هر گوشی که شنید با وحشت این طور دهان به دهان گفت:

  


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1393/03/15 ] [ 16:55 ] [ رضا سعادت پور ]
بگو چکار کنم؟

 با فلفلی که طعم فراق می دهد

با دردی که فصل را نمی شناسد

با خونی که بند نمی آید

 

بگو چکار کنم؟

وقتی شادی به دم بادبادکی بند است

و غم چو سنگی

                 مرا در سراشیب یک دره دنبال می کند

دلم شاخه شاتوتی

که باد

            خونش را به در و دیوار پاشیده است     

زنده یاد "غلامرضا بروسان" (1352-1390)

 

 


 نمی خواهم پارچه ی ابریشمی باشم

 اشرافی و غمگین

می خواهم کتان باشم

بر اندام زنی تنومند

که لب هایش

وقت بوسیدن ضربه می زنند

و نگاهش

وقت دیدن احاطه می کند

تمامی این روزها دلگیرند

من جغد پیری هستم

که شیشه ای نیافته ام برای تاریکی

می ترسم رویایم به شاخه ها گیر کند

می ترسم بیدار شوم و ببینم

زنی هستم در ایران

افسردگی ام طبیعی است

اما کاری کن رضا جان پاییز تمام شود

نمی دانم اگر مرگ بیاید

اول گلویم را می فشارد

یا دلم را

آن روز کجای خانه نشسته بودم

که می توانستم آن همه شعر بگویم؟

کدام لامپ روشن بود؟

می خواهم آنقدر شعر بگویم

که اگر فردا مردم

نتوانی انکارم کنی

می خواهم شعرم چون شایعه ای در شهر بپیچد

و زنان

هربار چیزی به آن اضافه کنند

امشب تمام نمی شود

امشب باید یکی از ما شعر بگوید

یکی گریه کند

در دلم جایی برای پنهان شدن نیست

من همه ی زاویه ها را فرسوده ام

دیگر وقت آن است که مرگ بیاید

و شاخ هایش را در دلم فرو کند

 زنده یاد "الهام اسلامی" (1362-1390)

 

[ پنجشنبه 1393/03/08 ] [ 21:41 ] [ مریم آزادگان مهر ]
برای اینکه فرزندانی باهوش داشته باشید ، از نوزادی دست به کار شوید.یک روز را هم از دست ندهید...

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
[ جمعه 1393/02/19 ] [ 18:42 ] [ سارا بهرامی ]

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک می شود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده می شود
و بقدر ایمان تو کارگشا می شود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می شود
و به قدر دل امیدواران گرم می شود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسر ماندگان را همسر می شود
عقیمان را فرزند می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می خورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید
که در خدایی خدا یافت نمی شود؟
که به شیطان پناه می برید؟
که در عشق یافت نمی شود
که به نفرت پناه می برید؟
که در حقیقت یافت نمی شود
که به دروغ پناه می برید؟
که در سلامت یافت نمی شود
که به خلاف پناه می برید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید؟!

[ شنبه 1393/02/13 ] [ 22:36 ] [ رضا سعادت پور ]
آغازنوشت:سلام به همه ی همکلاسیا

مطالب کوتاهی از یالوم رو اخیرا خوندم که بی مناسبت ندیدم

یکی ازاونهاروباشماهم درمیون بذارم ولی قبلش آشنایی مختصری بایالوم:

 

ایروین دیوید  یالوم(به انگلیسیIrvin David Yalom) (متولد ۱۹۳۱، واشنگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا) , روانپزشک هستی‌گرا (اگزیستانسیالیسم) و نویسنده آمریکایی است.

در سال ۱۹۵۶ در بوستون در رشته پزشکی و در سال ۱۹۶۰ در نیویورک در رشته روانپزشکی فارغ التحصیل شد و بعد از خدمت سربازی، در سال ۱۹۶۳ استاد دانشگاه استنفورد شد. در همین دانشگاه بود که الگوی روانشناسی هستی گرا یا اگزیستانسیال را پایه گذاری کرد. یالوم هم آثار دانشگاهی متعددی تالیف کرده است و هم چند رمان موفق دارد. او جایزه انجمن روانپزشکی آمریکا را در سال ۲۰۰۲ دریافت کرد، اما بیشتر به عنوان نویسنده رمان‌های روانشناختی، به ویژه رمان مشهور وقتی نیچه گریست  شهرت دارد

.

 

زنی بود به نام سارا. به کاتاتونی (جمود خلسه ای) مبتلا بود. و من هر روزِ هفته می دیدمش. به من یاد داده بودند بیماران کاتاتونیک، ظاهراً نسبت به اطرافشان بی تفاوتند و تقریباً هیچ چیز از آنچه در جریان است، به خاطر نمی آورند یا ضبط نمی کنند. در نتیجه نیم ساعت برایش وقت می گذاشتم و وراجی می کردم. از روزم برایش می گفتم و همه حدس و گمان های ناپخته ام درباره اینکه ممکن است در حال تجریه چه حالاتی باشد، با او در میان می گذاشتم. او هیچ وقت پاسخی نمی داد و به فضای خالی روبرو خیره می شد.

و بعد در عرض چند ماه، کم کم از حالت کاتاتونی بیرون آمد و من درباره ملاقات های چندماهه و معنایی که برای او داشت، پرسیدم. گفتم که بعید می دانم برایش مهم بوده باشد چون هرگز به نظر نمی آمد توجهی به من داشته باشد. هیچوقت جواب او را فراموش نمی کنم: «اوه دکتر یالوم، اون روزا برام مثل نون شب بودی» این مسئله اثر ماندگاری در ذهن من حک کرد: به برقراری رابطه اعتماد کن،

همیشه بلافاصله جواب نمی گیری...

 

 

پ ن  ۱:اگه راجع به روان‌درمانی اگزیستانسیال (هستی گرا) اطلاعات خاصی

دارین ممنون میشم اظهارکنین.Reading a Book

پ ن  ۲:وقتتونم خوش.

بعدا نوشت:درمان هستی گرا در کامنتها شرح داده شده.


برچسب‌ها: یالوم, وقتی نیچه گریست, مامان ومعنی زندگی, درمان شوپنهاور
[ پنجشنبه 1393/02/11 ] [ 22:47 ] [ عادله زمانی ]
انا لله و انا الیه راجعون

برادر عزیز و ارجمند آقای رضا سعادت پور

با نهایت تاسف و تاثر درگذشت مادر بزرگ گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت

می گوییم.

از خداوند منان برای ایشان علو درجات و برای شما صبری جزیل خواستاریم.


مارا در غم خود شریک بدانید.

[ شنبه 1393/02/06 ] [ 6:32 ] [ امیر محمدزاده ]
انسان های بزرگ قیافه ای بزرگ ندارند

انسان های بزرگ روحی بزرگ دارند


[ سه شنبه 1393/02/02 ] [ 19:50 ] [ امیر محمدزاده ]

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


بوسه بر دستان پر مهر مادر پس از 50 سال دوري

دست پر مهر مادر تنها دستی است که 

اگر کوتاه از دنیا هم باشد، 

از تمام دستها بلندتر است .



روزت مبارک فرشته خلقت... "مادر"


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



ادامه مطلب
[ یکشنبه 1393/01/31 ] [ 2:18 ] [ فهیمه خراشادی زاده ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خدايا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان ، اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حيرتهای عظيم را به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهای عزيز را بر جانم ريز . خدايا به من توفيق تلاش در شکست ، صبر در نااميدی ، رفتن بی هموار، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دين بی دنيا، مذهب بی عـوام، عـظمت بی نام، خدمت بی منان، ايمان بی ريا، تنهایی در انبوه جمعيت و دولت . داشتن بی آنکه دوستم بدارند ، عطا کن
...............................................
سلام
در صورت تمایل به همکاری با ما، میتونید مطالبتون رو به ایمیل زیر بفرستید تا با نام خودتون در وبلاگ قرار بگیره...
maryam_azadegan_mehr@yahoo.com
ممنون از همراهیتون